زنان بدون مرد گله هاي بدون چوپان
كسي به شدت در ميزد دم در رفتم يكي از همسايها بود صورتش از خوشي برق ميزد گفت : بيا بيرون قيامته تمام همسايهها دم در خونه مريم خانم جمع شدن آخه بلاخره بعد از 6 دختر پسر زائيد لبخند تلخي زدم گفت خوشحال نيستي گفتم چرا از خوشي ميخوام داد بزنم بلاخره چوپان گله به دنيا آمد يادته شوهرش ميگفت : تا اين گله (دخترها) چوپان نداسته باشند زنم بايد سالي يكبار بزاد براي محافظت شون. منكه براي هميشه نيستم ). خوشحالم كه چوپان به دنيا آمد حتي اگر دروغگو و شارلاتان باشه وبا قمه به جان گله بيفته مهم اينكه مريم خانم با فقر و سوء تغذيه شديد ديگه مجبور نيست سالي يكبار حامله بشه جنسش جور شد و چوپان و محافظ برتر و قويتر براي محافظت جنس ضعيف و بي عرضه به دنيا آمد اينگونه نگرش ظالمانه در مورد زنان نه ناشي از جهل همسايه كه برگرفته از كهنترين صفحات تاريخ است زماني كه طبقات بوجود آمد و دوران مادرسالاري به پايان رسيد .
سازمان بهداشت جهاني تبعيض و خشونت را در مورد زنان از زمان تعيين جنسيت نوزاد قبل از بدنيا آمدن و آرزوي در نطفه خفه كردن نوزادان دختر ميداند و در سال 1996 موارد خشونت را اينگونه بر ميشمارد:
1- بيش از تولد با تعيين جنسيت نوزاد
2-در كودكي كشتن نوزاد دختر و ختنه دستگاه تناسلي زنان سوء استفاده جنسي جسمي و رواني از كودكان
3- دوران بلوغ و جواني: خشونت هنگام ابراز عشق رابطه اجباري ( از نظر اقتصادي) و زناي با محارم
4- سال خوردگي خودكشي ( اجباري ) زنان يا قتل بيوه زنان بنا به دلايل اقتصادي و سوء استفاده جنسي و رواني و همچنين دركنوانسيون رفع خشونت عليه زنان در سال 1993خشونت اينگونه تعريف شده :
هرگونه عمل خشونت آميزجنسي است كه سبب بروز يا سبب احتمالي بروز اسيبهاي رواني، جسماني و رنج و آزار زنان از جمله تهديد به انجام چنين اعمالي محروميتهاي اجباري يا اختياري در شرايط خاصي از زندگي عمومي يا خصوصي كه شامل 5 مرحله :
1- خشونت جنسي مانند كتك شكنجه زنداني كردن در خانه وقتل
2-خشونت جنسي كه از لمس بدن بدون رضايت زن شروع و گاهي تا مرحله تجاوز جنسي توسط شوهر و تمكين از او يا رابطه با ديگر محارم در حلقه خويشاوندي ميرسد.
3- آزار جنسي در محيط كار جامعه و غيره ...
4- خشونت رواني كه شرافت و كرامت انساني زن را خدشهدار ميكند: توهين، تحقير، فحاشي، تهديد به طلاق و ازدواج مجدد و گرفتن بچه ها از او
5- خشونت مالي وابستگي زنان به مردان و كنترل كامل بر امور مالي اوكه حاصل همه اينها صدمات جسمي و رواني شكستگي و پارگي اعضاء حاملگيها و سقط جنين ناخواسته بيماريهاي جنسي و صدمات رواني چون گوشهگيري افسردگي عدم اعتماد به نفس تن فروشي از كار افتادگي پناه بردن به مواد مخدر و داروهاي روانگردان بيخانماني الكل فالگيري جنون و خودكشي در زنان است.
دلايلي چون فقر بيكاري اعتياد مشروب و بدمستي عوامل زنتيكي و... را عامل اين مسئله ميدانند و اينكه مرد از زور ناچاري مجبور به اذيت و آزار زن و كودكان خود ميشود اما اين مقوله از نتايج مخرب فرهنگ مرد سالاري است فرهنگي كه حاصل غلط و نادرست مناسبات اجتماعي اقتصادي است ارمغان شوم جامعه طبقاتي است .
از زماني كه دولتها بوجود آمدند اولين اقدام مردان تعريف زن از طريق جنسيت اوبودو به عنوان جنس دوم و ضعيف تنگنايش قرار دادند بدون توجه به علايق و خواستههاي فردي او و بستن دست و پايش در يكسري مناسبات، روابط باورها و سنن غلط.و زير سلطه اين باورهاست كه درجه پذيرش جامعه نسبت به خشونت عليه زنان در حد بالايي مانع از آن شده كه زن را انساني برابر مرد ببينند .
به كمك قوانين ازدواج زن به تملك كامل مرد در ميآيد و مرد ميتواند هر لحظه قرباني خود را انتخاب كند هر مرد زني را پايبند بخود دارد كه هركاري ميتواند با او بكند جز كشتنش و حتي اگر هم او را بكشد مجازات زيادي در انتظارش نيست چون اين مسايل حريم خصوصي است و قانون زياد مايل به دخالت در امور خصوصي و خانوادگي نيست؟!!. زنان قربانياند. از با كرهگاني كه قرباني بارگاه خدايان خود ساختهاند و دختركاني كه شب زفاف بايد همبستر رئيس قبيله شوند تا زنانيكه در حريم خصوصي خانه كتك ميخورند شكنجه و زنداني ميشوند و به قتل ميرسند خشونت عليه زنان از رايج ترين جرايم و عريانترين جلوه هاي مرد سالاري است از گذشته تا امروز كه نژاد، طبقه، رنگ، سن، مليت و مرز نميشناسد بطور مثال :
در امريكا مهد دمكراسي هر سيثانيه يك زن از طرف شوهر يا دوست پسرش مورد خشونت واقع ميشود يعني 4000000 نفر در سال سانتياگو شيلي 63 در صد در سال اسپانيا دو ميليون در سال جاري كه 32 در صد در اثر خشونت خانگي كشته شدند.
در ايران لب فرو بستن قربانيان آمار درستي در دست نيست اما خانم شهلا طاهري در سال 1379 آماري از تمام صفحات روزنامه ايران ارائه ميدهد. 9000 زن كتك خورده و شكنجه شده توسط شوهر 12 مورد رها كردن دختران در خيابان 41 فقره قتل و زنداني كردن در خانه.
نابرابري تاريخي در مناسبات غير عادلانه قدرت بين زن و مرد است. كه زن را جنس دوم، ضعيف، حقير، ترسو بيكفايت، كتك خور بي اراده بدون استقلال اقتصادي و اجتماعي و نفقه خور مرد ميداند كه بدون اتكاء به او ناموسش هميشه در خطر است. اين نگاه مرد به زن در جامعه مردسالاري در سرتاسر دنياست. واين نگرش ظالمانه تا آنجا پيش ميرود كه در خيلي جاها با كشتن دختران و زنان حق ادامه حيات را از او ميگيرند.زن همه جا مورد اذيت وازار قرار ميگيره از محيط كار گرفته تا معابر عمومي و ... حق حرفزدن، ارايش نحوه انتخاب لباس كار تفريح و همه چيز او منوط به رضابت همسر پدر يا برادره وقتي به خاطر دوست داشتن واصرار به حق انتخاب همسر شكنجه يا كشته ميشودوزمانيكه سرگردان در مطب دكتروحشت زده و نگران برگه اثبات با كره گيش را با شرم نشان چندين چشم غضب الود وازحدقه در اومده ارايه ميدهدوكسي به حرفها وشخصيت ووجودش بها نميدهد .
اما اينكه مردان از سر ناچاري به جان زنان ميافتند و بيرحمانه لت و پارشان ميكنند نه جنبه ژنتيك دارد و نه فقط مربوط به فقر و بيكاري مستي و اعتياد است بلكه ريشه در قانون توحش و جنگل دارد قانوني كه در آن ضعيف به دست قويتر از خود از بين ميرود تناقضات كشمكش ونابرابريهاي درون جامعه هر شخصي را وادار به كنش مقابل ميكند اما بخشي از مردان جامعه ما يعني سالار مردان عاجز از حل معضلات و تضادها وقتي بي ارادگي و عدم توانمندي خود را در برخورد متقابل با قدرت بالاتر ميبينند و جرأت بازي با دم شير را ندارند با توسل به قانون جنگل چون زن و بچه را در تملك كامل خود ميبيند.
تلافي تمام حقارتها و خود كم بينيهايش را در برخورد با قدرت مافوق و برتر و تمامي دردهاي بي درمانش را بر سر زن و فرزند يعني ضعيفتر از خود در مياورد. چرا اگر بيكار شده زهرش را بجان كار فرما نميريزد. اگر معتاد است چرا چاقويش را در شكم قاچاقچي مواد فرو نميكند و اگر مست است چرا چند نفر عابر را به باد كتك نميگيرد اين چه جنوني است كه تنها در مورد زنان و كودكان از مرد سر ميزند. غير از قانون جنگل چه ميتواند باشد؟ قانوني كه وحشيانه و مخرب است و دود آن به چشم جامعه انساني ميرود.
خشونت بخشي از بي عدالتي است و اين انسان است كه قرباني خشونت و نابرابري ميشود كه در اين ميان زنان و كودكان نيز به مثابه آسيب پذيرترين قربانين خشونت تاوان سنگيني ميپردازند. تنها راه رهايي آگاه كردن زنان و مردان و توانمند سازيشان در مبارزات برابري طلبانه زن و مرد و حفظ حق و حقوق و كرامت انسانيشان است و اينكه زنان را بخش عظيمي از جامعه انساني بدانند با حقوق برابر مردان در تمام عرصهها نه نيمه مرد و طفيلي جامعه انساني.
تنها انكه بزرگترين جا را
به خود اختصاص نمي دهد
از شادي لبخند بهره ميتواند داشت
انكه جاي كافي براي ديگران دارد
صميمانه ميتواند
با ديگران بخندد
با ديگران بگريد
مارگوت بيگل ترجمه شاملو
تو به من خنديدي
و نميدانستي
من با چه دلهره از باغچه همسايه
سيب را دزديدم
باغبان از پي من تند دويد
غضب آلوده به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتي و هنوز
سالهاست كه در گوش من آرام
آرام
خش خش گام تو تكرار كنان
ميدهد ازارم
ومن انديشه كنان
غرق اين پندارم
كه چرا
خانه كوچك ما
سيب نداشت
حميد مصدق
جهانی 8 مارس در سالن سینما بهمن سنندج مراسم باشکوهی از طرف اینجوی به همراه
جمعی از فعالین زنان برگزار شد .
این برنامه در ساعت چهار بعد ازظهر با اعلام یک دقیقه سکوت به یاد جانباختگان راه آزادی و برابری
شروع و با قطع نامه ایی به پایان رسید .
خانم فلورا محمد پور در مورد تاریخچه 8 مارس و سپس خانم ها و گلاویژ مرادی _ سهیلا محمدی
سوسن محمدی _ سوسن رازانی _ سیما ابراهیمی مقالاتی را ارائه دادند و همچنین سخنرانان این
مراسم خانم نجیبه صالحی از سقز و سیمین چایشچی بودند که به ترتیب در رابطه با زن و قوانین کارگری و
وظیفه جنبش های روشن فکری زنان در قبال قشر خاموش جامعه ایراد کردند .
ضمنآ اجرای یک قطعه موسیقی کلاسیک توسط هنرمندان جوان روزبه مصلح , رامین شیخ السلامی و بیانیه های
اعلام حمایت و تبریک از طرف گروههای مختلف از شهرهای مریوان و سقز و بانه و کارگران در فاصله
سخنرانی ها , محیط صمیمانه تری به وجود آورده بود.
قطع نامه پایانی با تشویق و ابراز حمایت جمعیت زیادی که در سالن وجود داشتند قرائت و تایید شد
قطعنامه پاياني مراسم 8 مارس 2006
-1 جنبش برابری زن ومرد بار د یگر اعتراضخود را علیه هر گونه ستمگری خشونت بی حقوقی وتبعیض و نابرابری اعلام می دارد.منشا همه بی حقو قی ها در جامعه بشری را نظام سرمایه داری و حافظان ان است ما خواهان جامعه ای عاری از تبعیض ونابرابر هستیم
-2 آپارتاید جنسی محکوم است ما خواهان لغو کامل قوانین زن ستیز و مرد سالارانه و نابرابر در جامعه هستیم . حقوق برابر زن و مرد در همه فعالیتهای اجتماعی اقتصادی و سیاسی بزسمیت شناخته شود
-3 هرگونه خشونت بر زنان و قتل های ناموسی جنایت و وحشیگری علیه بشریت وآنرا محکوم می کنیم.
-4ما خواهان برسمیت شناخته شدن آزاد یهای فردی اجتماعی و مدنی مردم هستیم.
-5تعیین حقوق و دستمزد برابر برای همه احاد جامعه اعم از زن ومرد
-6 زنان خانه دار کارگر بیکار محسوب می شوند ما خواستار تامین اجتماعی کامل شامل بیمه بیکاری بیمه از کار افتادگی و باز نشستگی و برخورداری از حقوق و مزایای برابر برای کلیه زنان خانه دار هستیم
-7 ما از اعتراض ومبارزه کارگران و خانواده هایشان برای اتحاد وتشکل و افزایش حقوق به نسبت تورم و رفاه خانواده های کارگری و تامین یک زند گی انسانی و مرفه پشتیبانی می کنیم
-8 هر گونه جنگ افروزی واز جمله تهد یدات آمریکا علیه مردم ایران است و ما آن را محکوم می کنیم .
جامعه حمايت از زنان 8 مارس 2006
پيام زنان مريوان به تمامي دست اندر كاران برگذاري 8مارس در سنندج
دوستان عزيزسلام و درودهاي بي پايانم را صميمانه نثارتان ميكنم فرصتي پيش امد كه به سنندج بيا م و پيام آور همبستگي زنان مريوان با زنان سراسر دنيا باشم شهرمن كه هم مرز عراقه واز نزديك شاهد جنايات جنگ افروزان عليه بشريت وبلاخص زنان وكودكان قربانيان اصلي خشونت و جنگ . شهري كه در صد زيادي از زنان در بدترين شرايط قربانيان مرد سالاري و خشونت وقتل هاي نا موسي و خودكشي و خود سوزي اند .
قبل از هرچيز ميخوام اين روزخجسته را به تمام زنان ومردان ازاده وبرابري طلبي كه در سرتا سر دنيا عليه نابرابري وستم و تبعيضي كه حاكم برجوامع امروريست به پا خواسته اند تبريك بگم. چرا كه وجود اين روز به عنوان سمبلي براي اعلام دادخواست انسانها برعليه تفكر وانديشه اي است كه اين تبعيض و نا برابري را حاكم وباز توليد ميكندوآزادي وحرمت زنان را زير سوال برده و به همين دليل است كه در اين روز انسانهاي ازاديخواه وبرابري طلب فريادهايشان را براي احياي حقوق انساني وحقه زنان سر ميدهند وجامعه مديون تلاشهاي بي وقفه زنان و مرداني است كه خود را در راه از بين بردن اين نا برابري وقف كرده اند ميخواهم اهميت و ضرورت وجود اين چنين روز ي را به شكل واقعي وهر چند كوتاه بر رسي كنم. شما خوب ميدانيد ستم وظلم عليه زنان مختص يك جامعه خاص نيست وفراسوي رنگ نژاد مليت و….از بدو شكل گيري نظام طبقاتي و بوجود امدن مرد سالاري كه زن در تملك كامل مرد درامدو جزو اموال او اين نا برابري تا به امروز همچنان در شكلهاي مختلف ادامه داشته است. تفكري كه زن راجنس دوم ذليل، ترسو، ونفقه خوار ووابسته كامل او به مرد ميداند كه بدون مرد قادر به حفظ وحراس شرافت وكرامت انساني خود نيست از زماني كه دختران را بعد از بدنياآ مدن زنده بگور ميكردند تا امروز كه قبل از بدنيا امدن جنس نا مطلوب يعني جنين زن را از بين مي برند ازكتك وشكنجه وزندا ن و ازار جنسي ورواني درخانه تا تنزل او به شهروند درجه 2و3 در جامعه همه وهمه زاده خشونتند و خشونت قانون توحش وبربريته كه حاصل مناسبات غلط و ظالمانه اقتصادي اجتماعي است كه بيشترين قربانيان ان زنان و كودكانند . كودكان وزنان معتاد فراري وخياباني من. معتقدم بايد يراي احياي زنان به عنوان انسان واحقاق حق برابر انسانيش مستقل از جنسيت تلاش كنيم
دوستان دست در دست هم با شركت در مراسمي كه در طي سال يكبار برگزار ميشود بسنده نكنيم و هر روز وهر سالمان 8 مارس باشد براي همصدايي زنان ومردان در سرتاسر جهان براي رفع اين خشونت وتبعيض .دست كم نيمي از جمعيت حاضر در اين سالن بايد مسئله زنان و تبعيض جنسي عليه انان دغدغه روز مره اشان باشد و اگر همين تعداد افراد بر فعاليت گسترده و مستمر جهت احقاق حقوق زنان پايبندباشند بدون شك ظرف مدتي مشخص ميتوان تغيير و بر رسي در وضعيت زنان بوجود اورد. پس بايد بكوشيم تمام انسانها تمام دقايق ولحضات و و روزهاي عمرشان مارس و8 مارس باشد ودر اين راه از هيچ تلاشي فرو گذار نكنند پس زنده باد 8 مارس.
دوستان خوبم در سنندج: بسيارمتاسفم كه در اخرين لحظات مشكلي پيش آمد ومن نتوانستم از وقتي كه در اختيارم گذاشتيد استفاده كرده وپيام مرا برسانم خواستم با درج ان روي وبلاگ يكبار ديگراز طرف جمعي از زنان فعالمريوان وزنان خشونت ديده اين شهر باشما علام همبستگي كرده و اميدوارم روزي برسد كه زنان ومردان صلح طلب در كنار هم ودر سر تاسر دنيا بدور ازجنگ وخشونت از حقوق كامل انساني برخور دار باشند به اميد آنروز.
پروين
قطعنامه فستیوال آدمک برفی ها
فراخوان برگزاری فستیوال آدمک برفی ها از طرف "کانون دفاع از حقوق کودکان" برای خانوادها سرشار از شادی و نشاط است . کودکان با شنیدن این پیغام ؛ خوشحال و خندان می شوند ، همدیگررا خبرمی کنند صدایشان با کانون یکی می شود توجه به کودک وحقوق کودک بیشترمی شود ، برای برگزاری فستیوال ، لحظه شماری آغاز می شود همه باهم دست در دست کودک و نوجوان بسوی میعادگاه کانون حرکت می کنیم ، شوروشوق وشعور موج می زند کودک وپیرو جوان آمده اند ؛ آمده ایم؛ بازی و شادی کودکانمان را نظاره کنیم. آمده ایم که بگوییم حقوق وحرمت کودک باید رعایت شود. همه می دانیم بدون همراهی وحمایت ما بزرگترها کودکانمان به تنهایی نمی توانند به این فستیوال بیایند،همچنین میدانیم وقتی که حقوق کودک ضایع می شود کودک قادر به دفاع از خود نیست. کودک به حمایت ما نیازدارد، دفاع از حقوق کودک وظیفه ما بزرگترهاست . کودکان از ما زندگی بهتر می خواهند. پیغام اصلی این فستیوال ؛ تامین آسایش ، رفاه و زندگی برای همه کودکان است .
ما شرکت کنندگان در این فستیوال مطالبات خود را به شرح ذیل اعلام میکنیم وبرای تحقق آن تلاش میکنیم .
1- آموزش و پرورش رایگان برای همه کودکان
2- تامین سلامت ، بهداشت و درمان رایگان برای همه ی کودکان
3- تامین مسکن،رفاه و امکانات زندگی برای کودکان خیابانی و بی پناه
4- لغو کار کودکان زیر 18 سال
5- ممنوعیت هرگونه بهره کشی از کودکان
6- به رسمیت شناختن حق برابر برای دختر و پسر دربرخورداری از حق ارث و دیگر حقوق مدنی و اجتماعی
7- ممنوعیت خشونت ، شکنجه ، اعدام و بازداشت کودکان
8- رعایت مفاد کنوانسیون جهانی حقوق کودک
9- ویران کردن خانه های محلات فقیر نشین شهر بویژه محله روبروی پمپ بنزین انتهای فیض آباد را محکوم می کنیم از اعتراضات کودکان بی پناه و خانواده هایشان برای احقاق حق خود پشتیبانی می کنیم.
10- خواهان رفع تعقیب وآزادی برای فعالین مدنی و اجتماعی ولغو حکم زندان برای فعالین کارگری سقزهستیم .
11- ازمطالبات برحق کارگران سندیکای شرکت واحد تهران حمایت می کنیم و خواستارآزادی منصوراصانلو هستیم.
شرکت کننده گان در فستیوال آدمک برفی ها 23 /10/84-------------13 /1/2006سنندج
بیانیه دانشجویان ارومیه خطاب به فعالین کانون دفاع ازحقوق کودکان در سنندج
همه با کانون هستیم
درک تلاشهای شما برای هر کسی که در این جامعه زندگی میکند عیان است این چنین فعالیتها تنها از کسانی برمی آید که دارای اندیشه ای انسانی وعظمی استوار و پرقدرت برای تغییر باشند .
وقتی در کوچه و بازار به تعداد قدمهای که می گزاریم کودکان نیازمند و کارگر را می بینیم . در حسرت نهادی پر قدرت که بتواند برای سازماندهی ما برای پاک کردن این رخت چرکین بر جامعه تلاش کند ؛ می مانیم .
امروز نقطه اشاره همه به سوی شماست همه سوی شما نزدیک شده اند زیرا شما ثابت کردید که می توان دراین جامعه به شیوه ای توده ای و عظیم کار انسانی و تاثیر گذار انجام داد. کانونی متشکل از انسانهای پر انرژی که نشان دادید همان ها هستید که ما می خواهیم .
ما در عین ناباوری قدرت شما را در جشن واره آدم برفیها بر کوبیدن احکام حقوق کودک بر چشم ده ها هزار انسان خیره و بهت زده دیدیم . ما توانایی این کانون را در جان بیانیه تکان دهنده « کودکان نجات می خواهند » دیدیم . انجام مراسم روزجهانی کودک و بیانیه حقوق کودکان را رعایت کنید پاسخی تمام کننده و رسایی بود بر ای آنها؛ و آنها یی که فقط انشا نوشتند.
کانون خواست مردم است این کانون همان نهاد قدرت است که مطالبات بیشترین حد و بی کم وکاست عموم انسانها را در طول فعالیت خود طالب گشته و برایش همایش و گردهمایی در دل خیابانها به راه انداخته است. اینجاست که اندیشه پیوستن و انتخاب را برما لازم می گمارد و همه ما را به این کلام وا میدارد که همه با کانون هستیم .
سوءاستفاده جنسي از كودكان درخانوادههايي كه حريم كلامي ندارند بيشتراست
يك روانشناس سوءاستفاده جنسي از كودكان را رويدادي خانمانبرانداز توصيف و با استناد به تحقيقات 18 ساله خود بر روي اين موضوع در تمام جهان ابراز عقيده كرد كه سوء استفاده جنسي از كودك توسط «ناپدري» در درون خانواده نسبت به ساير متعرضين، شيوع بيشتري دارد.
به گزارش خبرنگار اجتماعي خبرگزاري دانشجويان ايران دكتر شهين عليايي زند، عضو هيات علمي دانشگاه و بنيانگذار اولين مؤسسه پيشگيري از آزار جنسي كودكان و نوجوانان در خاورميانه در نشست «سوء استفاده جنسي از كودكان، اشكال و طبقات آن» ايجاد ارتباط با كودك در هر سطح و به هر شيوه، با هدف بهرهكشي جنسي را تعريف نظري از سوء استفاده جنسي خواند و بيان كرد: در اين تعريف منظور از « سطح» از نوازش اندامها با دست تا مراحل پيشرفته به قصد لذت جنسي است؛ بنابراين در چارچوب روانشناسي اين اقدام در هر سطحي، سوءاستفاده جنسي از كودك است.
وي با بيان اين كه قوانين برخي كشورها در تعريف سوءاستفاده جنسي عبارت «بدون رضايت كودك» را آوردهاند، ادامه داد: اين در حاليست كه ما در محافل حقوقي به اين امر اعتراض كرديم، چرا كه كودك در اين زمينه نميتواند تصميمگيري كند؛ بنابراين تعرض فرد بزرگسال به كودك، چه با رضايت و يا عدم رضايت كودك سوءاستفاده جنسي محسوب ميشود. همچنين در اين قبيل رويدادها كودكان بسيار تحريكپذير هستند. يعني در حاليكه تصور ما بر اين است كه كودك در سوء استفاده جنسي همواره مخالفت ميكند، اما كودك تحت آزار، بعد از مدتي به علت تحريك شدن خود را در معرض سوء استفادهها قرار خواهد داد.
عضو هيات علمي دانشگاه، بزرگترين دستاورد نظريه «فرويد» را بيان تحريكپذيري جنسي كودكان از بدو تولد و آمادگي تحريكپذيري در هر گروه سني دانست و اظهار كرد: يكي از مهمترين سنين تحريك پذيري دوران «پيش دبستاني» است، لذا بايد اين دوران بسيار جدي گرفته شود؛ چرا كه اين دوران را بلوغ اوليه نامگذاري كردهاند و اين امر را ميتوان در بازيهاي مامان و بابا و دكتر و پرستار كودكان مشاهده كرد كه رنگ و بوي جنسيتي دارد.
اين روانشناس با بيان اين كه تصور ما، اشتباها اين است كه تحريكات جنسي مربوط به سنين نوجواني و جواني است، گفت: سوء استفاده جنسي از كودك مخربترين رويداد زندگي فرد است؛ چرا كه در اين صورت روان و جسمش نيز آزرده ميشود و تاثير خود را براي هميشه به شكلهاي مختلف نشان ميدهد.
دكتر عليايي زند ادامه داد: تمام افراد پدوفيلي ـ افراد بزرگسال تعرض كننده به كودكان ـ در دوران كودكي مورد تعرض جنسي قرار گرفتهاند. همچنين افرادي كه داراي سابقه تعرض جنسي در كودكي هستند ممكن است در بزرگسالي دچار سردمزاجي و يا عدم كنترل جنسي شوند.
اين عضو هيات علمي دانشگاه با بيان اين كه 23 درصد زنان روسپي در كودكي مورد تعرض جنسي قرار گرفتهاند كه اين تحريكات زودرس و قبحشكني از جمله عوامل زمينهساز روسپيگري آنها بوده تصريح كرد: اين افراد در بزرگسالي، تحريك پذير بودن خود را در جايي به شكل هدفمند پياده كرده تا خود را ارضاء كنند؛ اين در حاليست كه اين پديده تا آخر عمر با فرد همراه بوده و فراموش ناپذير خواهد بود.
به گفته وي، سوء استفاده جنسي ميتواند توسط هر فردي اعم از پدربزرگ، پدر، برادر، و ناپدري صورت گيرد.
به گزارش ايسنا وي افزود: گذاشتن كودكان در خانه همسايه و خبر نداشتن از آنها تا ساعتها، عواقب بسيار بدي ميتواند به همراه داشته باشد به گونهاي كه بسياري از سوء استفادههاي جنسي بيرون خانه، در همسايگي رخ ميدهد.
به گفته وي اگر سوء استفاده جنسي از كودك توسط افراد همخون باشد، تاثير رواني به شدت عميقي بر روي كودك ميگذارد؛ حتي اگر اين سوء استفاده جنسي سطحيتر باشد؛ چرا كه كودك انتظار ندارد پدرش به قصد لذت جنسي به او دست بزند و در اين صورت كودك ناراحتي را در خود فرو ميريزد؛ در حاليكه اگر اين تعرض جنسي به شكل عميقتر توسط غير خودي انجام شود كودك بهتر آن را ميپذيرد.
اين استاد دانشگاه كودكان عقب مانده را بيشترين گروه كودكان قرباني سوء استفاده جنسي دانست و خاطرنشان كرد: از نظر فراواني دختران بيشتر در خانه و پسران بيرون از خانه مورد سوء استفاده قرار ميگيرند ؛ اين در حاليست كه پسران قرنهاست كه مورد سوء استفاده جنسي قرار ميگيرند.
به گفته وي همچنين كودكان خياباني در مقايسه با ساير كودكان در بيشتر اوقات مورد سوء استفاده جنسي قرار ميگيرند به نحوي كه اين امر براي قربانيان، تبديل به يك روال عادي شده كه جاي هيچ بحثي ندارد.
دكتر عليايي زند در پاسخ به اين سؤال كه در چه خانوادههايي اين امر بيشتر اتفاق ميافتد، گفت: تحقيقات نشان داده است خانوادههايي كه حريم كلامي ندارند و واژههاي ناپسند استفاده ميكنند و خانوادههايي كه خود قبح شكن هستند از اين منظر در معرض خطر بيشتري، قرار دارند؛ چرا كه اگر هر چيزي را بتوان براحتي به زبان آورد، پس راحت هم ميتوان انجام داد.
وي «بچهها تحريك جنسي نميشوند و تنها بيبند و باريها باعث تعرض جنسي به كودكان شده است» را يك افسانه دانست و افزود: در حال حاضر سوء استفاده جنسي در مقايسه با دهههاي گذشته به شدت در حال سازمانيافتگي است و در اين زمينه سازمانهاي ملي و جهاني داريم؛ به گونهاي كه كشور فنلاند يكي از مراكز پخش كودكان و در برخي كشورهاي اروپايي كودكان را در هتلها ساعتي اجاره ميدهند، همچنين كشورهاي آلمان و ايتاليا دروازههاي ورود اين كودكان هستند.
دكتر عليايي زند سوء استفاده جنسي از كودكان را به دو نوع رسمي و غير رسمي تقسيم و بيان كرد: ازدواج دختر زير 15 سال با پيرمرد 57 ساله نوعي از سوء استفاده جنسي رسمي است كه اين قبيل اتفاقات در مناطقي از كشور ما و برخي كشورهاي ديگر اتفاق ميافتد، در خانوادههاي كه پدر گرفتار و معتاد است، بيشتر ديده ميشود و در اين خانوادهها كودكان خرج دود و دم خانوادهها ميشوند.
وي با بيان اين كه 12 درصد پدر و مادران كودكان قرباني سوءاستفاده جنسي، خود واسطه روسپيگري فرزندان خود بوده و اولين متقاضي را براي دخترانشان آوردهاند، خاطرنشان كرد: در مقابل شماري از مردان واسطه، به سراغ خانوادههاي متزلزل رفته و با دختران آنها ازدواج كرده و از اين راه سعي دارند با آوردن دوستان خود به خانه و تنها گذاشتن آنها با همسرانشان جنبه غير رسمي اين امر را نيز شكل دهند.
دكتر عليايي زند سوء استفاده جنسي غيررسمي را به دو نوع درون و برون خانواده تقسيم و بيان كرد: متاسفانه ميليونها دختر و پسر در جهان، مورد سوء استفاده جنسي قرار ميگيرند اما به علت شرايط موجود نميتوانند، طرح دعوي كنند.
وي افزود: معمولا سوء استفادههاي جنسي درون خانواده غيرسازمان يافته است اما هر اندازه از خانواده بيرون ميرويم اين سوء استفادهها سازمان يافتهتر ميشود.
عضو هيات علمي دانشگاه، فقر را يكي از عوامل زمينهساز اين سوء استفادهها دانست و تصريح كرد: از نظر علمي براي بررسي يك پديده تنها به سراغ يك علامت رفتن، خطاي علمي است بنابراين بايد در اين مورد مجموعهاي از عوامل همچون فقر، تحريك زودرس ، قبح شكني و .... را در نظر گرفت، براي مثال اگر در خانوادهاي پدر براحتي در برابر فرزندان مواد مخدر مصرف ميكند در آن خانواده به دليل قبح شكني بسياري از اتفاقات ديگر هم ميتواند بيفتد.
به گزارش ايسنا وي با اشاره به پديده مهاجرت و همراهي بسياري از كودكان با والدين براي يافتن شغل گفت: بعد از مدتي كه پول دريافتي، كفاف گذران زندگي اين خانوادهها را نميدهد، كارهاي ديگري به آنها پيشنهاد ميشود كه كودكان در اين ميان آسيب بيشتري ميبينند، بويژه اگر اين مهاجرين در منطقهاي خاص سكونت داشته باشند.
اين استاد دانشگاه با اشاره به جلو افتادن سن بلوغ و عقب ماندن واقعه ازدواج، اظهار كرد: در اين ميان اتفاقات بسياري ميتواند رخ دهد چرا كه از سويي آگاهيهاي تغذيهاي ، بهداشتي و عمل كردن به آنها وجود دارد و از سوي ديگرتحريكهاي محيطي بلوغ را جلو مياندازد.
دكتر عليايي زند در پاسخ به اين سؤال كه رسانهها در جهان تا چه حد ميتوانند با پخش برنامههاي انحرافي، باعث تحريك كودكان شوند افزود: رسانهها در اين زمينه عامل قابل تأملي هستند بنابراين اگر ميخواهيم برنامههاي خارجي بر روي كودكان تأثير گذار نباشند بايد با جذاب كردن برنامهها توليدي، جلو خيل عظيم برنامههاي انحرافي رسانههاي خارجي را بگيريم و دست به يك مبارزه رسانهاي بزنيم و رسانههاي خود را قويتر كنيم.
وي ايران را بيشترين مصرفكننده لوازم آرايشي و جراحي پلاستيك دانست و ادامه داد: ما آموزشهاي خود را براي زندگي سالم و مرافبت از خود، بايد از مهد كودكها آغاز كنيم؛ اگر آنجا را در يابيم، خيالمان راحت ميشود، لذا ما آموزش خود را براي والدين ، مربيان و كودكان و هر يك به شيوهاي جداگانه را آغاز كردهايم.
وي گفت: متاسفانه اگر سوء استفاده جنسي از يك كودك صورت گرفته باشد، مجازات فرد متعرض بسيار ناچيز است، در حاليكه اين اتفاق، جنايتي فراموش نشدني در زندگي قرباني است.
وي همچنين از ارائه طرح پليس كودك يار به نيروي انتظامي خبر داد و گفت: كودك چه بيرون و چه در داخل خانواده نيازمند امنيت اجتماعي است چرا كه با اين طرح امنيت كودك به ميزان قابل توجهي تأمين ميشود، لذا تقاضا ميشود كه به اين طرح به صورت جدي نگريسته شود.
دكتر عليايي زند با بيان اين كه در هر جامعهاي كه مواد مخدر و بيكاري وجود دارد سوء استفاده جنسي هم به چشم ميخورد تصريح كرد: در اين زمينه بايد گفت كه در روستاها سوء استفاده جنسي از كودكان بيشتر است چرا كه كودكان را براي كار با افراد بزرگسال بيرون ميفرستند .
اين روانشناس در پايان به نشانههايي از سوءاستفاده جنسي از كودكان در تاريخ ادبيات با استناد به برخي اشعار اشاره كرد و گفت: نمونههاي فراواني از سوء استفادههاي جنسي بويژه در رفتار بسياري از پادشاهان از جمله ناصرالدين شاه مشاهده ميشود.
انجمن زنان مریوان ظاهرا در جهت تشویق زنان ودختران مریوان در چهارم آذر ماه قرار است شب شعری ویا بقول دست اندرکاران آن " کنگره ای ادبی" برگزار کند.
با توجه به عدم حضور اکثر صاحب نظران وکارشناسان فن جهت شرکت در فستیوال "گلاویژ"، من نتوانستم بفهمم گوی ومیدان بدست کدام کارشناس وصاحب نظر داده شده که توانایی برگذاری این " کنگره عظیم" را دارد؟! بحث در مورد این انجمن و سیر حرکتی که پیش گرفته وچرخش 180 درجه ای آن برضد منافع زنان بحث مفصلی است که زمان ومکان خاص خود را میطلبد ودر فرصت مناسب به ان خواهم پرداخت. بحث این مقاله انجمن زن مریوان، هنر و زنان هنرمند و برخورد این انجمن به روز جهانی "نفی خشونت علیه زن" است. شکی در این نیست که هنر زیباترین و لطیف ترین احساسات بشری است وکسی منکر شعر وادبیات و رمان و نقاشی برای تغذیه روان بشر نیست. اما کدام هنر؟ هنر یعنی چه؟ لذت خالی وبی ریشه...؟! راستی ما از کدام دریچه به این افق گسترده فرارویمان می نگریم هنر را برای چه میخواهیم ؟هنر برای هنر؟ هنر برای پول؟ ویا هنر و روابط اجتماعی؟
زنان انسانند وحق دارند بنویسند شعر بسرایند ونقاشی بکشند و زنان مریوان نیز حقشان است که سنت شکن باشند وپرده ها را کنار بزنند و برترس وبی اعتمادی زنانه شان که حاصل تلقینی به قدمت تاریخ بوده فائق آیند و در تمام عرصه ها از جمله هنر عرض اندام کنند و تواناییهایشان را بشناسانند. کافی است قدم اول را بردارند، ترس میریزد و مرحله بعد، آگاهی وهدفمندی است و آنگاه شعر، واژه وهنر معنا میابد. زندگی جاری است و شعر و نوشته ی پویا و خلاق، ورد زبان وآمیخته جان میشود.
آنکه قلم بدست میگیرد ومی نویسد، زن و مرد بی سواد ومعذور نیست. او در مقابل نوشته وسرودش مسئول و متعهد است. دختری در سکوت خاکستریش از احساسات لطیف زنانه میگوید. زیبا ونرم. زحمتش پر ارج، اما در اشعار و حر فهایش جایی برای "نادیا انجمن" شاعر افغانی و سایر زنانی که بی رحمانه قربانی خشونت و مرد سالاری شده اند نیست. مرثیه ای برایش سروده نمیشود و نادیا ودوستانش در مهر و موم سکوت خاکستری انجمن زنان مریوان محو میشوند وفریاد مظلومیتشان در این "کنگره ادبی" به گوش هیچ زن مریوانی نمیرسد.
دیگری از گورستان وحشت در چند ورق داستان مینویسد ومثلا ترس ودلهره نسبت به مردگان بی جان و بی آزار قبرستان را می افزاید! اما از قبرستان ها و مرگ و فجایعی که جنگ افروزان و آدمکشان، در سرتاسر دنیا، در معابر و مساجد و عروسیها وعزاداریها و مدرسه و بیمارستان، برای زنان و کودکان و همه انسانها به ارمغان آورده اند، چیزی نمينویسند!
خانمی راتشویق میکنندچون کتاب آشپزی کردی نوشته است اما از زنی که زندگیش را وقف فرزندش می کند و دست خالی برای معالجه کردنش کلینیک ها و بیمارستانهای کشور را زیر و رو می کند و تشعشعات رادیو اکتیو را بر جان خود هموار می دارد بلکه بتواند فرزندش را نجات دهد و تا پایان عمرش 24 بار شیمی درمانی می شود سخنی نمی گویند. همان داستان قدیمی و همیشگی فداکاری زنانه! اما نقطه برجسته و شایان تحسین این خانم، اینجاست که تا آخرین لحظات عمرش مایوس نشد و چراغی در دست با ناعدالتیهای حاکم و شرایط رقت بارش مبارزه کرد.
تصور نمی کنم در آستانه "روز جهانی نفی خشونت علیه زن" با تمام ارزش واحترام جهانی و تب و تاب گرامیداشت آن، لاپوشانی کردن مشقات و زندگی وحشتناک زنان در ایران و خود سوزیها و قتل های ناموسی، ایدز و زنان خیابانی و ... توسط "انجمن زن مریوان" در "کنگره ای ادبی"، غیر عمد و یا نا آگاهانه باشد. و یا اینکه در حاشیه و کاملا غیر ملموس سخن گفتن از معضلات اجتماعی آن هم در این روز از روی نادانی و سهل انگاری ایشان باشد. ( در این "کنگره"، برگزار کنندگانش به ارائه آماری کوچک از خود سوزی، برای خالی نبودن عریضه(!) اکتفا می کنند ). مشخصا چشم بستن بر واقعیات و وارونه جلوه دادن آنها توسط این انجمن کاملا آگاهانه است. ریا وفریبی زیرکانه است. لابد میخواهند با برگزاری این گونه مراسمها و جایزه دادن ها آرامش پروانه ای و لطیف ما زنان مریوانی بر هم نخورد و در دنیای رویا های مخملیمان واژه های خشن ونا هنجاری چون خشونت و فقر و جنگ خاطرمان را مکدر نکند! و جزو زنانی به شمار بیایيم که در بند هیچ چیز نباشیم، نه روز جهانی نفی خشونت و نه خشونت دیدگان و گرسنگان و کارتون خوابان و زنان تن فروش و خیابانی. "به من چه؟" و "به ما چه؟" ما زنان که در مریوان زندگیمان زیباست و اینجا نه خود سوزی هست و نه قتل های ناموسی و نه زنان خیابانی! باید لذت برد! حیف نیست این همه آرامش را بر هم زد؟!
جای تاسف عمیق است که زنان شهرمان اجازه میدهند که اینقدر راحت سرشان کلاه برود و حقشان ضایع شود. حقی که پوسته ای بی هسته شده و بر آن لباسی زیبا پوشانده اند. انجمن میتوانست فریاد درد مند زنان مریوان را همگام با زنان سراسر جهان سر دهد و تریبونی برای یکصدا شدن و پیوند زنان در ایران باشد. اما هدایت کنندگان آن نمی خواهند اینگونه باشد. چرا که منافعشان در تحریف حرکتها و آگاهی زنان است. چرا که می خواهند زنان خفقان بگیرند و صدایشان را در گلو حبس کنند. اینان تا امروز هیچ کاری برای زنان مریوان انجام نداده و هیچ کمکی به بهبود شرایط زنان در مریوان نکرده اند. دردهای زنان را در مریوان بروید و از دختران جوانی بپرسید که برای 5 دقیقه دیر آمدن از مدرسه هزار بار سین و جیمشان می کنند و وحشیانه کتکشان می زنند. از زنان و دخترانی بپرسید که بر روی تختهای بیمارستان به انتظار مرگ نشسته اند و مرگ و درد سوختن را بر جهنم زندگی ترجیح داده اند. اینان در واقع دغدغه شان "زن" و معضلات بیشمار زنان نیست. دختران و زنان آگاه و مترقی و جوان مریوان باید دست در دست هم دردشان را فریاد بزنند و برای بهبود شرایط زندگیشان تلاش کنند و این گونه انجمن ها را که در راستای خفه کردن صدای زنان تلاش می کنند بشناسند و افشا کنند. این زنان و دختران جسور مریوان هستند که باید حرکتی درست را بر پایه توان و جسارت خود آغاز کنند و برای باز پس گرفتن حق و حقوق و کرامت انسانی خود گام بردارند. آگاه و توانمند شوند وخود را باور کنند. هنر و یا هر فعالیتی که در خدمت رهایی انسانها و ازجمله زنان از دست روابط ظالمانه اجتماعی و فقر و خشونت باشد، زیباست و به احساسات ظریف و لطیف، شعر، رمان، نقاشی و واژه ها معنی می بخشد.
زن امروز نیازمند شعری که از چشمهای نجیب وآقتاب صداقت و دستهای سپید ولبهای خموش و تن دردمند و تسلیم او میگوید نیست. او دیگر در دروغ زار پر از کرکس، فکر پرنده ای نیست که مرده و از پرواز مانده است. دیگر در شبهای خلوت و پر راز و رمز دردهایش نخواهد گریست و در تنهایی نخواهد زیست. زن امروز شعر زندگی جاری در بستر سبز رود را میسراید، پرواز را در دل آبی آسمان به خاطر می سپارد و با ترنم زیبا ترین نغمه ها، فریاد رهایی و ساختن دنیایی زیبا در فردایی با افق روشن را سر می دهد.
روز جهانی کودک برتمامی کودکان جهان مبارکباد
در آستانه روز جهانی کودک در حالی به استقبال این روز میرویم که بازهم کودکی به اسم محمد رضا زارعی در شهر مریوان با منفجر شدن مینی که در دست داشت ونمیدانست چیه تکه تکه شد خبر مربوط به حدود یکماه پیشه ومن از بس متاثر شدم که اشکمم درنمیاد اشک در مقابل این فاجعه و درد دل من خیلی کمه پدرش راننده تاکسی وشش فرزند داشت3پسر و3 دختر چون خانه اش را عوض کرده وخانه ای گرانتر ساخته بود و بدهی داشتند هر سه پسر کم سن وسال او کار میکردند محمد رضا سبزی ومیوه رو چرخ دستیش میفروخت در محله استادیم به دلالی مرزی برمیخورد واوبهش مقداری وسایل اسقاطی مرز میفروشه به خانه که میاد دست برادرشو میگیره وکمی میرقص ومیگه کلی وسایل به قیمت 25000تومان خریدم وحساب کردم چند تکه ان حداقل 45000 ارزش داره بعد نهار نخورده میره زیر زمین و مین عمل نشده ای که بین وسایل بود دستکاری میکند مین منفجر شده وتکه تکه میشود همه ما میدانیم مشکل مینهای که خنثی نشده مشکل دهشت انگیز شهر های مر زی ماست این حرف و حدیثی تکراری و یکروی سکه است سخنم با خانواده هاس تا کی ما درس نمیگیریم مگر گوشه های خالی زندگی ما با کار کودکانمان پر میشود؟ مگر انان با دستان کوچک وتن رنجوور ونحیفشان چقدر گیرشان میاد که توقع کار ازشون داشته باشیم ایا با کار اونها مشکلاتمون به تمامی حل میشه وزندگی شیرین میشود؟ آخه محمد رضا های ما در ازای تمام ثروت دنیا زنده میشن وتو دنیا چیزی هست که بتونه مرهم دل داغدارتون بشه؟چرا اصل را ول كرديم چسپيديم به فرع مگر تنگدستي فقر وبي درامدي ما با كار كودكانمان جبران ميشه ؟ حق هر كودك رفاه، اموزش، بهداشت، امنيت، تفريح در دنيايي بدون تبعيض واستثماره نه كار وبهره كشي. د وستی میگفت ما همسایشان هستیم شبی محمد رضا پسرم راصدا زد که تو کوچه فوتبال بازی کنند شوهرم چون شب بود مخالفت کرد محمد رضا با خواهش گفت آخه روزا کار میکیم الان وقت داریم که شبه تیممون با پسر شما تکمیل میشه ومادرش گفته دلم از این میسوزه که تا دم مرگ استراحت نداشت اما گریه و زاری چیزی رو عوض نمیکنه کودکان ما گلهای زندگیند نه ابزار کار ووسیله کسب در امد در رابطه با حل مشکلات ریشه ای ترعمل کنیم برای هزارو یک درد بیدرمانمان چاره اندیشی کنیم نه اینکه مثل تراکتور از کودکانمان کاربکشیم چرا درس نمیگیریم؟ تا وقتی حادثه به در خانه خودمان بیاد؟ بییاید با محمد رضا هایمان عهد ببندیم که به جای کار کشیدن از انها درجهت رشد و ارتقایشان گام بر داریم شرایط تحصیلشان را فراهم کنیم وافکار انسانیشان را پرورش بدیم تا دستا ن کوچکشان را برای ساختن فردای بهتر بکار اندازیم
بچه های ماوهمه پدران ومادران دراین داغ شریکند وارزو میکنیم دیگر شاهد تکرار این فاجعه نباشیم.