
اهانت به شعور وشرافت انساني زنان به نام مجازات يك مجرم
خبري ناخوشايند وزجر آوربود. توهين به شرافت وكرامت زنان، متجاوزي.كه باعث وباني قتل يكزن جوان بيگناه يعني ا.د بود بعد از دستگيري توسط خانواده مقتول براي مجازات وخواركردنش اورا ملبس به لباس زنانه نموده ودر
ابادي نژمار خانه به خانه ميبرند تا باعث عبرت شود. براستي مايه تاسف است كه نگرش حاكم در جامعه ما آنقدر نسبت به زنان ظالمانه ودر عين حال حقيرانه است كه مجرم كثيفي را براي تنبيه ومجازات به هيبت زنان در مياورند واين نوع مجازات رابدتر ازمرگ ميدانندو مايه شرمساري است كه در حاليكه زنان نصفي ازجمعيت را تشكيل ميدهند اينگونه نگريسته ميشوند. تنها وتنها در جوامعي كه زنان ومردان ازحق انساني برابر برخوردارند زنان ااز اينهمه خشونت وتحقيررهايي ميابند.
قتل فجيع ضد بشري ا.د همچون ساير اشكال اين نوع قتلها حكايت از سو استفاده جنسي وكثيفترين نوع خشونت عليه زنان وشرافت وكرامت انساني آنان است تراژدي دردناكي كه قربانيان آن يعني زنان وكودكان با بيرحمانه ترين شكل ممكن كشته ميشوند دلبر را به گناه نا كرده سر ميبرند ثريا قطعه قطعه شده رويش اسيد ميريزندانار را به جرم دوست داشتن از كوه پرت ميكنند وا.د به دليل سواستفاده موجودي پست ورذل خفه ميشود ؟ ودرد انجاست كه عامل ومسبب اينهمه پستي وخشونت راحت وآسوده بعد از كوتاه مدتي زندگيش را به خير وخوشي از سر ميگيرد وككش هم نميگزد وبا دئانت وپستي به كثافتكاريهاش ادامه ميدهد
. در بلخ گنه كرد اهنگري به شوشتر زدند گردن مسگري
. راستي اگر اين قربانيان را خانواده وكس وكار نكشند چه بر سرشان خواهد آمد؟ آيا جامعه ومردم متمدن ما از انها حمايت خواهند كرد ايا جايي هست كه آنان را در خود پناه دهد؟ آيا قانوني حمايتشان خواهد كرد؟ نه آنان بعد از بلايي كه سرشان مياد يا كشته ميشوند ويا طرد شده ازطرف خانواده و رانده شده ازاجتماع يا ازخانه ميزنندبيرون وفرار ميكنند. و اوراه كوچه وخيابان ميشوند واز كوچه اعتياد وفحشا وروسپيگري سر در مياورند ويا خودكشي ودردناكترين نوع آن يعني خودسوزي را اخرين چاره دردشان ميدانند. يا اينكه خوشبخترين انها؟؟!! را به زور به عقد مردي همسن وسال پدرشان در مياورند كه زن قبليش نازا بوده ويا همسرش مرده و7-8 تا بچه بي ماد ر رااين بينوا بايد بزرگ كند. خيلي تلخه نه .اما تلختر و فاجعه بار تر ازهمه اينها سكوت زنان وتشكلهاي مدني و مدفعان حقوق زن وكودك ومردان مدعي مدافع حقوق انساني زنانست. زمانيكه اجازه نميدهند زنان به استاديوم ورزشي برند سر وصداي همه در مياد .وقتي زني همسرش قصد ازدواج مجدد داره دادش به هوا ميره ووقتي از زنان ودختران ميخواهي هويت انساني خودرا باز يابند واز شكل ابزاري وعروسكي براي تبليغ كارخانه هاي سازنده لوازم ارايشي در بيايند و حق و حقوق انسانيشان را طلب كنند در فغان ازادي ناله ها سر ميدهند .اما در مقابل اينتهمه جنايت سكوت مرگبار كرده ويا صرفا به نقل خبر ميپردازند. روي سخن من با تحصيلكردها و مدعيان روشنفكرنما است نه زنان ومردان نا آگاه نه كساني كه خشونت عليه زنان را همچون عاملي ژنتيك نسل به نسل كسب كرده و آموخته اند روي سخن من با تشكلاتي است كه ادعا دارند اما كو حركت اعتراضيشان؟ تحليل وتفسيرهايشان كجا رفت؟ تشكلشان ميدان تاخت وتاز رقابتهايشان شده نه احقاق حقوق زنان. تا كي براي منفعت طلبيهامون ترجيح ميديم جنس درجه سوم وچهارم بمانيم وصدامون درنياد وبالبخندي حزين هرنوع ظلم وزور وتوهين وتحقير وجنايت را تحمل كنيم. دوستي در وبلاگش نوشته بود اين جنايت را كه توسط يكنفر قرن سيزده اي انجام شده محكوم ميكنم. اما جان من ما نه در قرن سيزده كه در قرن 21 با پيچيده ترين تكنولوژي و در اوج مدنيت و عصر اتباطات وشكوفايي اينترنت هستيم ولي ساكتيم وبي حركت چون مرداب وقسمت تراژديك تر مسئله يعني سكوت مرگبارمان است. تشكيل كدام كمپين عليه قتل وكشتار زنان بيگناه وبي پناه؟
و كدام فراخوان را تشكلها تا به حال عليه اينهمه جنايت داه اند؟ كي ويا كدام ان جي او حداقل درخود مريوان ميتواند ادعا كنند كه عليه اين جريان فراخوان داده واعتراض كه پيشكش لااقل ورك شاپي جلسات آموزش و اگاهي در مورد قتلهاي ناموسي داشته اند؟ اينكه يك زن نيمه سوخته را چند صباحي بزرگ كرده و اشك تمساح بريزيم حتي اگر نيت صادقانه باشد كه بعيد است نشد كمپين نشد حركت و برخورد ريشه ايي. تاكي بايد كارمان فقط وفقط تعريف ازخودمان وكارهاي نكرده مان و پياده كردن مطالب اينترنتي روي سايتها ووبلاگها باشد در حاليكه شهرمان مقام اول خودكشي زنان در سطح استان را دارد ودر طي يكسال حداقل 7 مورد قتل فجيع زنان را داشته وحدااقل 16 مورد مرگ زنان به ستوه آمده را داشته ايم كه راه چاره را در پايان دادن به زندگي نكبت بارشان در خودسوزي ديده اند؟قشر تحصيلكرده واگاه ما تا كي ميخواهند خودشان را فريب دهند و نمي خواهند بدانند حق چيست وبعد از اينهمه فاجعه در پي گرفتنش نسيتند.انهايي كه نخوت وسنگيني در چهره شان موج موج فرياد ميزند خسته از بار اينهمه انسانيت كجايند ؟ من به نام جمعي از زنان و مردان مريوان ازتمامي حق طلبان وبرابري طلبان ميخواهم در كمپين عليه قتلهاي ناموسي وخودسوزي يارمان باشند ما خواستار مجازات عامل قتل ا.د وساير قربانيان كشتار زنان ودختران ميباشيم وهمچنين در پي ريشه يابي وارايه راهكار واخواسته هایمان را اینگونه اعلام میداریم
1- 1-قتلهاي ناموسي وكشتن زنان ودختران به هر عنوان ممنوع
2- 2- محاكمه ومجازات عاملان قتل زنان ودختران به بهانه ناموس پرستي وبخصوص عاملان جنايت اخير در روستاي نژمار
3-
4- 3-حمايت مالي وقانوني از زنان ودختران فراربي بي پناه و تحت ستم وسكان انها در خانه هاي امن
5- 4
6- -ايجاد اشتغال واستقلال مالي براي زنان ودختران بخصوص زنان بي پناه وخودسرپرست
ازهمه علاقه مندان ميخواهيم با فرستادن آمار و ارقامي ومطالب ونوشته هايي كه دارندعليه قتلهاي ناموسي وخودسوزي چون امكاناتمان بسيار محدود است با نوشتن نظراتتان وامضا پشتيبانمان باشند به اميد دنيايي فاقد خشونت وپرازصلح وصفا وبرابري انسانها ورفع هر نوع آپارتايد.
بازهم قتل وخودسوزي زنان خشونت ديده وتحت ستم مريوان
بازهم در طي يكماه گذشته ما شاهد مرگ ومير زنان زجر ديده مريواني بوديم زناني كه در محيط بسته وسنتي مريوان چه در خود شهر وچه در دهات اطراف مورد ظلم وستم قرار گرفته حقوقشان در حد يك شهروند درجه دو كه هيچ دررده سوم وچارم هم به حساب نمياند.
1- س.ب دختر بيست ساله نژماري كه پدرش فوت نموده ومادرش بعداز
ازدواج مجدد و مسئوليت نگهداري تنها دخترش رانيز به عهده ميگيرد چندي قبل عموهايش به سراغ مادر ش رفته و بادادن مقداري پول به او دختربينوا را از ش پس گرفته ومدعي ميشوند او از ماست و ميراث و يادگاربرادرمان اورانزد خودبرده و نگه ميدارند درتمام مدت با او به شدت بد رفتاري نموده ومورد آزار وشكنجه قرار ميدهند واجازه رفتن به هيچ جا را به او نميدهند ودفعه آخر يعني 3هفته پيش بعدازكتك مفصلي كه ميخورد طاقتش تمام شده مبادرت به خودسوزي مينمايد وبعداز يكشبانه روز با نود درصد سوختگي فوت كرد.
-2مورد دوم چ از آبادي دگا گا فرزند م كه به علت مخالفت پدر با ازدواج او ونامزدش وتوهين وتحقير مبادرت به خودسوزي نموده وبه علت سوختگي شديد به سنندج اعزام شده است و نزديك به 10 روز است كه در بيمارستان بستري ميباشد
-3مورد سوم قتل دختري به اسم ا .د كه توسط خانوادهاش وبه نام دفاع ازناموس صورت گرفته ا. كمي اختلال حواس داشته وتا زمان وقوع قتل دو بار ازدواج كرده بود شخص بسيار كثيف ومرتجع و عياش به نام شيخ حسين كه تكيه وبارگاهي درآبادي نژمار داشت و كارش دعا نويسيو سو استفادهازمردمنااگاه منطقه بود وتا به حال با سو استفاده از موقعيتش چندين زن گرفته يكهفته پيش ا. بدبخت را ميربايد وبعد از يكهفته سو استفاده جنسي اورا برميگرداند .خانواده دخترنيز وقتي قضيه را اززبان او ميشنوند اورا خفه كرده اند. ميگويند شيخ حسين دستگير شده بيم ان ميرود اگر اين حيوان انسان نما دستگير نشود قضيه منجر به جنگ طايفه اي وعشيره اي شود . دستگيري اين شخص و مجازات سنگين او خواست ما زنان مريوان است تاكي زنان ودختران ما اينگونه به گناه نا كرده بسوزند آيا خانواده به جاي كشتن او آن شيخ حسين كثيف را به سزاي اعمالش ميرساندند بهتر نبود ا. چه گناهي داشت فاسد بود؟نه به دلخواه مورد آزار قرار گرفت نه؟او هم مثل ساير قربانيان قرباني هوسراني يك انسان بيبند و بار شد.